ابراهيم اصلاح عربانى

195

كتاب گيلان ( فارسى )

وثوق الدوله كه از صلح با جنگليها مأيوس شده بود ، تيمورتاش معروف به سردار معظم خراسانى را به حكومت گيلان منصوب كرد و براى سركوب كردن نهضت جنگل با كمك مستقيم انگليسيها به اجراى نقشه‌اى كه طرح شده بود مبادرت ورزيد . نفر نشسته در وسط ، تيمورتاش است . در سمت راست او استاروسلسكى افسر تزارى مأمور خدمت در ارتش ايران و ظهير همايون معاون حكمران گيلان نشسته‌اند . وى تفويض خواهد كرد . ميرزا كوچك خان كه وثوق الدوله را عامل انگليسيها مىدانست و از طرفى يقين داشت كه تفويض حكومت گيلان به او موقتى خواهد بود و پس از چندى بر كنار مىشود و از سوى ديگر در مقام نمايندگى دولت نخواهد توانست كارى از پيش برده و منشأ خدمتى شود از قبول پيشنهاد وثوق الدوله سر باززد . وثوق الدوله نيز كه از صلح با جنگليها مأيوس شده بود تيمورتاش ، معروف به سردار معظم خراسانى ، را به حكومت گيلان منصوب كرد و براى سركوب كردن نهضت جنگل با كمك مستقيم انگليسيها به اجراى نقشه‌اى كه طرح شده بود مبادرت ورزيد . ابتدا كنسول انگلستان طى نامه‌اى به ميرزا كوچك خان اعلام كرد كه نمايندگان نظامى انگليس همراه با نماينده دولت عليه ايران ساعت ده صبح روز شنبه 8 حمل در عمارت صفه‌سر حاضر خواهند شد ؛ لازم است نمايندگان جنگل نيز براى مذاكره حضور يابند . در پاسخ نامه كنسول از سوى جنگل تلگرامى ارسال گرديد كه طى آن تاريخ ملاقات به بعد از ظهر روز بعد تغيير داده شد و محل ملاقات نيز در عمارت پسيخان تعيين گرديد . انگليسيها موضوع ملاقات را منتفى نمودند و طىّ نامه‌اى به امضاى ويكهم رئيس اداره سياسى به ميرزا اعلام كردند منظور از ملاقات آن بود كه مفاد لايحه‌اى به وى ابلاغ شود و چون وقت ضيق است لايحه مزبور توسط حكومت جليله ارسال مىشود . متن لايحه كه نشان‌دهنده دخالت انگليسيها در امور ايران و سوء نيت آنان است بدين‌قرار مىباشد : « در ماه اوت 1918 در وقتىكه دشمنان ما عثمانيها بدون جهت خاك ايران را محل تاخت‌وتاز خود قرار مىدادند كارگزاران نظامى انگليس كه به ملاحظه منافع ايران و خودشان مشغول حفظ خاك گيلان از اين تاخت‌وتاز بودند با شما كه ميرزا كوچك خان مىباشيد و نمايندگان هيئت اتحاد اسلام براى موافقت فيما بين خودتان و قشون ما براى جلوگيرى از خصم قرارداد منعقد نمودند . مقصود از اين قرارداد به طورىكه در فوق ذكر شد حفظ ايران از تاخت‌وتاز بود نه حفظ رعاياى ياغى ايران از پادشاه و دولت آنها . قرارداد مزبور را چندى با صداقت مراعات نموده ولى بالاخره كرارا مدلول آن را نقض نموده‌ايد و بدين‌جهت كارگزاران انگليس حال خاتمه آن را اعلام مىدارند . ثانيا بر كارگزاران دولت انگليس مشهود است كه قصد شما نسبت به دولت خودتان مشئوم و بر خلاف صداقت است . اگرچه نمايندگان ما كرارا به شما تأكيد نموده و نصيحت داده‌اند كه با دولت كنار بيائيد و شروط پيشنهاد شده به نظر ما عادلانه بوده و به شما هم اطلاع داده شده معهذا چنين صلاح ديده‌ايد كه